نیمه ی پنهان ماه

نیمه ی پنهان ماه

نیمه ی پنهان ماه 

 نویسنده :مرجان فولادوند

انتشارات روایت فتح

چاپ اول 1384

چاپ هفتم:1390

 

بخشی از کتاب

... این آلبوم را کی خریدم؟آن روز عکس نگرفتیم. دوربین فیلم نداشت یا اصلا به صرافتش نیفتادم ؟ اما  یادم هست نشستم وسط  اتاق و همه ی عکس ها را  دور تا دورم چیدم .

همه را دسته بندی کردم، از اول، از وقتی حسن آمد. قبل از آن هم عکس دارم . عکس های بچگی ، با خانواده ، عکس های مدرسه با روپوش اُرمک ، سیزده به در های فامیلی،

اما توی آلبوم من نیستند. آلبوم من با آمدن حسن شروع می شود...

 

...این عکس باید مال یکی از آن  عصر های پنج شنبه باشد.  دختر عمو هم هست . انگار موهایم خیس بوده. پنج شنبه ها روز حمام بود .می رفتیم گرمابه ی خیابان امین السلطان،نزدیک خانه.

می ترسیدم او بیاید و من نباشم. به دوستم که  خانه شان رو به روی خانه ی ما بود می سپردم که هر قت آمد مرا خبر کند. دوستم تا حمام می دوید ، نفس نفس می زد و می گفت:

بدو. همین الان دیدم زنگتان را زد . و من با موهای خیس می دویدم سمت خانه ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرات ( 0 )